کجاست جاذبه ات آفتاب من؟ خسته ست / شهاب کوچکت از این مدار پیمایی...

درباره وبلاگ

بایگانی

آخرین پستها

دوستان

پیوندهای مفید

طبقه بندی

پاورقی ها

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :م . حسینی
تاریخ:شنبه هشتم بهمنماه سال 1390-21:16

سقف کوتاه تنهایی ...



سقف تنهایی هایمان
کوتاه است
اما
می دانم
خدایی آن بالا بالاهایش هست .....! 

* مریم حسینی
سقف ویران- برای انجمن ادبی نوشتم


ادامه مطلب



نویسنده :م . حسینی
تاریخ:جمعه هفتم بهمنماه سال 1390-19:57

کشف یک کوچه مروی(!) با طعم کباب و صدای فلوت و انگشتان سوخته ی آقای خطاط ...


از اینجا شروع شد؛ ساعت یک و 20 دقیقه بعد از ظهر روز پنج شنبه 6 بهمن 90، ایستگاه مترو ورزشگاه آزادی. نشسته بود روی یکی از صندلی ها. ظاهر مرتبی داشت و 4 کیف مخصوص جاسازی کارتهای الکترونیکی. هر کدام از کیفها 5 لفافه شیشه ای با جلد قهوه ای رنگ هر کدام هزار تومان. اینها را با داد، برای دختر بنفش پوش سن و سال داری که آن سوی ایستگاه و درست مقابلش نشسته بود، گفت و گفت فقط 4 هزار تومان جنسش باقی مانده که توی همین قطار که بیاید، می فروشدشان، بعد می رود مولوی که لواشک بخرد و تا ساعت 3 دوباره بر می گردد توی خطوط مترو...

بعد پشیمان شد و گفت می رود صادقیه و لواشکها را می خرد و زودِ زود یعنی تا ساعت 2 بر می گردد توی خط و .... بعد شبیه همه بچه های 10 ، 12 ساله، شروع کرد به بالا رفتن از صندلی ها و پریدن روی موزاییک های خاکستری رنگ ایستگاه و .... قطار کمی تاخیر داشت و ساعت یک و 35 دقیقه رسید به ایستگاه....


دستفروش مترو ایستگاه ورزشگاه آزادی-بهمن 90

ادامه مطلب






  • تعداد صفحات :233
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
PageRank